• اطلاعیه ها

    • فراخوان جذب مدیر   دوشنبه, 28 فروردین 1396

      انجمن عصر نویسندگی به منظور ایجاد بستری مناسب برای نویسندگان نوقلم و حمایت از ایشان ایجاد گردیده است. در جهت ارائه خدمات بهتر به نویسندگان، اقدام به جذب مدیر کرده ایم. لطفا عزیزانی که به مدیریت انجمن وارد اند و توانایی ارسال حداقل ده پست در روز را دارند به این آیدی مراجعه نمایند. @admin به امید پیشرفت
    • افتتاح بخش خاطره نویسی روزانه   سه شنبه, 19 اردیبهشت 1396

      تیم انجمن عصر نویسندگی برای افزایش لذت کاربران هنگام استفاده از سایت،اقدام به افتتاح بخش "خاطره نویسی روزانه"کرد. برای رفتن به این بخش،کافیست اینجـــا کلیک کنید. از نوشتن خاطره های خود،لذت ببرید.

fns4565

همراه انجمن
  • تعداد ارسال ها

    6
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10
  • Feedback

    N/A

آخرین بار برد fns4565 در 19 مرداد

fns4565 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره fns4565

  • درجه
    تازه وارد
  • تاریخ تولد 1 فروردین 1366

آخرین بازدید کنندگان نمایه

208 بازدید کننده نمایه
  1. آیا ازقانون جذب برای ثروت استفاده می‌کنید؟ دربا‌ره‌ی پول چه احساسی دارید؟ بیشتر مردم می‌گویند پول را دوست دارند، اما اگر به‌اندازه‌ی کافی نداشته باشند، نسبت به آن احساس خوبی ندارند. اگر کسی تمام پولی که نیاز دارد را داشته باشد، آن‌وقت به‌طور یقین نسبت به پول احساس خوبی دارد. اگر نگاهی به دنیای اطرافتان بی اندازید، خواهید دید که بیشتر مردم نسبت به پول احساس خوبی ندارند، زیرا بیشتر پول و ثروت دنیا دست حدود 10 درصد از مردم است. تنها تفاوت میان ثروتمندان و سایرین این است که آن‌ها نسبت به پول بیش از آنکه احساسات بد نشان دهند، احساسات خوب بروز می‌دهند. به همین سادگی؛ جذب ثروت همین است. چرا قانون جذب ثروت کار نمی‌کند؟ دلیل اینکه بیشتر مردم نسبت به پول احساس بدی دارند این است که در موردش عقاید منفی دارند، و آن عقاید منفی وقتی بچه بوده‌اند به خورد ذهن ناخودآگاهشان داده‌شده است. عقایدی مانند “پول کثیفه” “پول فساد میاره ” “آدم‌های ثروتمند صادق نیستند” “پول خواستن معنوی نیست” و … . وقتی بچه‌اید هر چه والدین، معلم‌ها یا جامعه بگویند می‌پذیرید. و بنابراین بدون این‌که متوجه شوید، با احساساتی منفی نسبت به پول بزرگ می‌شوید. “زمانی که پی ببرید هیچ کمبودی وجود ندارد، تمام دنیا از آن شما می‌شود.” لائوتسه بنیان گزار مکتب تائو پول را به خودتان بچسبانید وقتی نسبت به پول احساس خوبی نداشته باشید آن را دفع می‌کنید. در این صورت هرگز به شما نخواهد چسبید. حتی وقتی پولی اضافه که انتظار دریافتش را نداشته‌اید به دستتان می‌رسد، متوجه می‌شوید که در چشم بر هم زدنی از دستتان رفته است. قبض‌های رقم درشت‌تر برایتان می‌آید، و سایل خراب می‌شوند، انواع و اقسام شرایط پیش‌بینی‌نشده اتفاق می‌افتد، همه‌ی آن‌ها دست‌به‌دست هم می‌دهند تا جیبتان را خالی کنند و پول را از دستتان درآورند. پس چه چیزی باعث می‌شود پول بماند؟ عشق! عشق نیرویی جذب‌کننده است که پول می‌آورد، و همین عشق قدرتی است که باعث می‌شود پول بچسبد. راه سریع قانون جذب ثروت اگر پول چندانی ندارید، پس دریافت قبض‌ها به شما احساس خوبی نمی‌دهد. اما لحظه‌ای که به یک قبض رقم درشت واکنشی منفی نشان می‌دهید، احساسات بد از خود ساطع می‌کنید، و به‌طور یقین قبض‌های بزرگ‌تری دریافت خواهید کرد. هر چه بدهید همان را دریافت می‌کنید. مهم‌ترین مسئله این است که وقتی قبض‌هایتان را می‌پردازید راهی پیدا کنید هر راهی تا احساس خوبی داشته باشید. هرگز وقتی احساس خوبی ندارید قبض‌هایتان را نپردازید، زیرا تنها قبض‌های بزرگ‌تری را سمت خودخواهید کشید. برای تغییر آنچه احساس می‌کنید، باید قدرت تصورتان را به‌کارگیرید و قبض‌هایتان را به چیزی که باعث می‌شود احساس بهتری داشته باشید مبدل سازید. می‌توانید تصور کنید آن‌ها درواقع قبض نیستند بلکه در عوض تصمیم گرفته‌اید از سر خوش‌قلبی به شرکت یا شخصی به خاطر خدمات فوق‌العاده‌اش پول بدهید. “به شما نه بر اساس کار یا وقتتان بلکه بر اساس میزان عشقتان پاداش داده می‌شود.” سنت کاترین فیلسوف و عالم کلیسای کاتولیک نگرانی و ثروت بیشتر مردم وقتی حقوق می‌گیرند حتی آن موقع هم احساس خوبی ندارند زیرا نگران‌اند چطور کاری کنند که حقوقشان تا آخر ماه دوام بیاورد. آن‌ها هر بار که حقوق می‌گیرند فرصتی باورنکردنی برای عشق بخشیدن را از دست می‌دهند. وقتی مقداری پول دستتان می‌رسد، مهم نیست چقدر ناچیز است، شکرگزار باشید! یادتان باشد، برای هر چه شکرگزار باشید چندین برابر می‌شود. با نگرانی ثروت خود را از بین نبرید. همیشه از قانون جذب ثروت استفاده کنید. از هرلحظه‌ای که با پول سروکار دارید استفاده کنید تا با داشتن احساسی خوب پول را چند برابر کنید. وقتی پول می‌پردازید عشق را احساس کنید تا ثروت را با قانون جذب بدست آورید بازی جذب ثروت می‌توانید این بازی را انجام دهید تا هر بار که با پول سروکار دارید نسبت به آن احساس خوبی داشته باشید. یک اسکناس ده‌هزارتومانی را بردارید روی آن را سمت مثبت و پشت آن را سمت منفی در نظر بگیرید. هر بار که پول به دستتان رسید عمدا سمتش را برگردانید تا رویش به شما باشد و به خودتان یادآوری کنید که در بازی جذب ثروت هستید و باید به پول زیاد احساس خوبی داشته باشید. هنگامی‌که برای چیزی پول پرداخت می‌کنید، وقتی پول یا کارتتان را می‌دهید، برای کسی که آن را می‌گیرد برکت و فراوانی پول را تصور و دعا کنید. هر چه ببخشید همان را دریافت خواهید کرد. از اینکه دیگران ثروت جذب کرده‌اند خوشحال باشید یادتان باشد، هر بار که می‌شنوید کسی پول بیشتر یا موفقیتی کسب کرده، به وجد بیایید، زیرا بدین معناست که شما نیز روی همان طول موج هستید! این نشانه ایست که شما روی طول موج خوبی قرار دارید، بنابراین طوری به وجد بیایید انگار برای خود شما اتفاق افتاده، زیرا واکنش شما به اخبار اهمیت دارد. اگر برای فرد دیگری با شادی و هیجان واکنش نشان دهید، دارید به پول و موفقیت بیشتر برای خودتان پاسخ مثبت می‌دهید. یادتان باشد بر اساس قانون جذب اگر به ثروت فکر کنید و احساسش کنید جذبش می‌کنید و اگر به بدبختی‌ها فکر کنید همان‌ها را جذب می‌کنید.
  2. 24 روش برای شاد بودن در محل کار تجربه شادی در محل خیلی راحت نیست. اما هر کاری روشی دارد. اگر قوانین شاد بودن را بدانید به راحتی می توانید در کنار کار و کسب درآمد، شاد و سرحال هم باشید. 1- خود را با دیگران مقایسه نکنیم هر کسی کار را به گونه ای متفاوت از دیگران شروع و به روش خود هم پیشرفت می کند. این به ما یا هیچ فرد دیگری ارتباطی ندارد که دیگران در مسیر شغل خود به کجا خواهند رسید و نمی توانیم دیگران را با خود مقایسه کنیم. انسان ها همه با هم فرق دارند. در نتیجه، مقایسه خود با دیگران فقط وقت تلف کردن است. 2- نگران مسائلی نباشیم که کنترلی روی آنها نداریم با اینکه آگاهی داشتن از مسائل پیرامون همچون وضعیت اقتصادی، وضع بازار یا کارهایی که دیگران انجام می دهند، گاهی مهم است اما باید همیشه روی مسائلی که قابل کنترل هستند، همچون افکار و کارهای خود تمرکز کنیم. 3- حد و مرز خو د را بدانیم و حفظ کنیم هنگامی که تصور می کنیم در دنیا هیچ چیز به اندازه شغلمان مهم نیست، در واقع بخشی از خود را می کُشیم. شغل ما می تواند حریم خشم و ثبات اخلاقی را در ما از بین ببرد. 4- بیش از حد به خود یا تیم خود قول ندهیم اینکه مشتاق انجام یک کار و به پایان رساندن یک پروژه باشیم بسیار عالیست اما قول ها و تعهداتی که نتوانیم از عهده آنها بر بیاییم را به خود یا گروه کاری خود ندهیم. عدم توجه به تعهدات باعث شکست و ناامیدی می شوند. 5- توجه کنیم همه انسان ها 24 ساعت در شبانه روز دارند هر زمان احساس می کنیم وقت کم آورده ایم و به ساعات بیشتری در زندگی نیاز داریم، به یاد بیاوریم که باقی انسان ها نیز همین اندازه وقت دارند و شبانه روز انسان های موفق بیش از 24 ساعت ندارد. هیچکس وقت بیشتری در اختیار ندارد پس دست از شکایت برداریم و درست برنامه ریزی کنیم. 6- خیلی خود را جدی نگیریم توانایی خندیدن نقاط ضعف و عیوب خود نه تنها باعث می شود تا انسان شادتر و قدرتمندتری باشیم، بلکه باعث جذب دیگران نیز می شویم. اگر نتوانیم خودمان به مشکلات بخندیم، دیگران پشت سرمان مسخره می کنند و به ما می خندند. 7- خیال پردازی کردن در طول روز اینکه خیال پردازی و کار کردن نفی کننده یکدیگر هستند، طرز فکر قرن بیست میلادی است. وقتی به افکار خود اجازه خیال پردازی می دهیم، در واقع افکار خود را در راستای پیشرفت و داشتن ایده های منحصربه فرد هدایت می کنیم. 8- متنفر نباشیم تنفر همچون انگلی است که همه انرژی و سلامتی ما را می خورد. اگر در اطرافمان مسایل آزاردهنده وجود دارند که می توانیم تغییر دهیم، دست به کار شویم. اگر کاری از دست ما بر نمی آید، بهتر است فراموش کنیم و ببخشیم. 9- اجازه ندهیم گذشته بر آینده تأثیر بگذارد تمرکز کردن روی اشتباه های گذشته مثل این است که هنگام رانندگی همه حواس خود را به آینه عقب بدهیم. در این حالت، تا زمانی می توانیم پیش برویم که با مانعی برخورد و تصادف نکنیم. 10- سعی نکنیم در همه بحث ها «برنده» باشیم بعضی از بحث ها به هیچ وجه ارزش ادامه دادن و جنگیدن را ندارند. در این موارد بهترین کار عقب نشینی است و اجازه دهیم طرف مقابل فکر کند برنده شده است. مهم «برنده شدن» در بحث نیست، مهم این است از مسئله پیش آمده درس بگیریم و برای دفعه بعد آماده باشیم. 11- هیچ کس غیر از خودمان نمی تواند ما را شاد کند با اینکه به طور کلی کار کردن سخت است اما اگر در شغل خود احساس بدبختی می کنیم، خودمان مقصر هستیم. ما به خودمان مدیون هستیم تا شغلی پیدا کنیم که با روحیه ما بیشتر هماهنگی دارد و می تواند موجب شادی ما شود. یا دست کم در شغلی که داریم همه تلاش خود را بکنیم تا شاد باشیم. 12- بیشتر مواقع لبخند بزنیم و بخندیم برخلاق اعتقاد معمول مردم، لبخند زدن یا خندیدن در نتیجه شادی به وجود نمی آیند، بلکه بخشی از پروسه ایجاد و تقویت احساس شادی در انسان هستند. همیشه به دنبال دلیلی برای لبخند زدن باشیم. هرگز خنده های خود را سرکوب نکنیم. 13- انرژی ارزشمند خود را در راستای غیبت و بدجنسی هدر ندهیم پیش از اینکه بخواهیم در مورد کسی غیبت کنیم یا به غیبت دیگران گوش کنیم از خود بپرسیم: 1) آیا حقیقت دارد؟ 2) آیا این کار درست است؟ 3) آیا این کار لازم است؟ 4) آیا خوشم می آید کسی همین حرف ها را در مورد من بگوید؟ 14- نگران طرز فکر دیگران در مورد خود نباشیم ما قدرت خواندن فکر دیگران را نداریم و نمی توانیم به طور قطعی و واقعی بگوییم دیگران در مورد ما چه فکری می کنند. چه اهمیتی هم دارد؟ وقت ارزشمند خود را برای چنین مسائل پوچی هدر ندهیم. 15- به یاد داشته باشیم همه شرایط خوب یا بد قابل تغییر هستند ذات طبیعت بر اساس تغییر استوار است. هیچ چیز ثابت نمی ماند؛ همه چیز ناپایدار و گذرا است. هر چیز آزار دهنده یا خوشحال کنند یا بین این دو، همه تغییر می کنند. همه چیز تمام می شود. 16-یکی دیگر از روشهای شاد بودن، دور ریختن وسایلی که نیاز نداریم ما حدود یک سوم از عمر خود را در محل کار سپری می کنیم. بنابر این باید این محیط را برای خود شاد کنیم. در راستای این هدف باید وسایل اضافی، نالازم و زشت را دور بریزیم. 17- همیشه امید داشته باشیم بهترین ها در راه هستند توجه کرده اید برخی از پیرزن ها پس از بیوه شدن تازه برای خود دوست پیدا می کنند، مسافرت می روند، درس می خوانند یا … و اعتقاد دارند زندگی جریان دارد و همیشه بهترین ها در راه هستند. پس ما هم به آینده امیدوار باشیم. اگر کارمان را دوست داشته باشیم، خیلی راحت‌ تر می‌ توانیم هنگامی که در حال کار و فعالیت هستیم، لبخند بزنیم و کارهای‌ مان را یکی‌ یکی انجام دهیم و در مقابل، اگر حس مثبتی نسبت به شغل‌ مان نداشته باشیم، حتماً به دنبال پیدا کردن کاری بهتر خواهیم بود و هنگام کار حس خیلی خوبی هم نخواهیم داشت. اما فرقی ندارد چقدر از کارمان راضی هستیم و آن را تا چه حد دوست داریم، زیرا روش‌ هایی هست که همه افراد می‌ توانند با استفاده از آنها در محل کارشان شادتر باشند. 18ـ صبح زودتر از خواب بیدار شویم شاید فکر کنیم زودتر بیدار شدن از خواب هیچ اهمیتی ندارد و بیشتر یک شوخی است اما این موضوع واقعیت دارد. بنابراین اگر بتوانیم صبح کمی زودتر بیدار شویم، زمان بیشتری هم برای خودمان خواهیم داشت و در نتیجه قبل از این‌ که به محل کار برویم و درگیر وظایف اداری شویم، می‌ توانیم به کارهای خودمان رسیدگی کنیم. علاوه بر این، با چنین کاری ترافیک صبحگاهی هم کمتر ما را اذیت خواهد کرد. شاید لازم باشد چند روز این کار را تمرین کنیم تا بتوانیم کمی زودتر بلند شویم اما مطمئن باشیم بیدار بودن در ساعاتی که خانه خلوت و آرام است، لذتی فوق‌ العاده خواهد داشت. در این دقیقه‌ ها می‌ توانیم از طلوع آفتاب لذت ببریم، کتابی زیبا بخوانیم، یک فنجان چای یا قهوه بنوشیم، برای پیاده‌ روی صبحگاهی برویم یا با همسرمان پیش از شروع روز کاری کمی صحبت کنیم. 19ـ سخت‌ ترین کارمان را اول از همه انجام دهیم وقتی برنامه کاری‌ مان مشخص شد، قبل از هر چیز سخت‌ ترین کاری را که داریم یا کاری را که نگرانش هستیم، انجام دهیم تا از برنامه مان خارج شود. در حقیقت، همین که بدانیم کاری وجود دارد که باید انجام شود ولی ما نمی‌ خواهیم آن را تمام کنیم، عاملی است که باعث خستگی و کاهش انرژی‌ مان می‌ شود. زمانی که این کار قبل از بقیه کارها انجام شود، دیگر موضوعی برای نگرانی و فکر کردن هم نداریم و در نتیجه احساس بهتری خواهیم داشت. 20ـ موضوعات منفی را رها کنیم براساس نتایج تحقیقات مشخص شده کسانی که زندگی غمگینی را تجربه می‌ کنند بیش از دیگران در اتفاقات منفی زندگی‌ شان غرق می‌ شوند و در آن لحظات باقی می‌ مانند. بنابراین فکر کردن بیش از حد به اتفاقات ناخوشایند و زندگی کردن همراه با موضوعات منفی و ناراحت‌کننده عامل مهمی است که موجب خستگی ذهنی و تقویت احساس ناراحتی می‌ شود. بنابراین خوب است از انسان‌ های منفی‌ نگر، شایعات بی‌ اساس، تجربه‌ های ناخوشایند و گفت‌ و گوهای منفی در محیط کارمان دوری کنیم. 21ـ یکی دیگر از راز شاد بودن در محل کار، مسئولیت پیشرفت‌ هایمان را بپذیریم فراموش نکنیم تنها کسی که مسئول پیشرفت کاری ماست، خودمان هستیم. اگر مهارت‌ های بیشتری بیاموزیم، تلاش بیشتری داشته باشیم و در موقعیت خاصی باقی نمانیم، مطمئن باشیم می‌ توانیم از نظر موقعیت شغلی هم پیشرفت کنیم و به همین دلیل باید به جای فکر کردن به روش‌ های دیگر فقط روی خودمان پس‌ انداز کنیم. 22ـ تعهدات‌ مان را نادیده نگیریم انجام ندادن کاری که باید توسط ما انجام می‌ شده یا نفرستادن آنچه باید به مکانی خاص ارسال می‌ کردیم، یکی از مهم‌ ترین عوامل برای از بین بردن شادی و حس مثبت در محیط کار است. پس یادمان باشد تمام کارهایی را که قرار است انجام دهیم، چه کاری کوچک و مختصر باشد و چه پروژه‌ ای بزرگ و گسترده بموقع به پایان برسانیم. 23ـ ویژگی‌ های مثبت کارمان را پیدا کنیم یک بار از خودمان بپرسیم چه چیزی در کار و حرفه‌ مان وجود دارد که آن را دوست داریم؟ مسلماً هر فردی می‌ تواند حداقل یک ویژگی مثبت در کارش پیدا کند که آن را دوست داشته باشد. به‌ عنوان نمونه می‌ توان فاصله کوتاه محل کار تا خانه، محیط دلباز و زیبای کار،‌ حقوق و مزایای خوب، کسب تجربه‌ های ارزشمند یا داشتن همکارانی مهربان و دلسوز را از جمله این ویژگی‌ های مثبت به شمار آورد. 24ـ حداقل یک بار در طول روز از محل کارمان خارج شویم و اگر ممکن است، کمی قدم بزنیم نباید فکر کنیم بیرون رفتن از محل کار باعث می‌ شود کارها باقی بماند بلکه نور خورشید و فعالیت جسمی، تمرکز ما را افزایش خواهد داد و علاوه بر این، احساس بهتری هم به ما خواهد بخشید. یادمان باشد بیشتر روزهای عمرمان را در حال کار و فعالیت سپری می‌ کنیم. پس به جای ناراحتی و اضطراب، خوب است روزها و دقایق کاری‌ را شادتر و با انرژی بیشتر سپری کنیم.
  3. راز شاد بودن افراد پرمشغله منتظر دیگران نباشیم تا به ما لبخند بزنند. ما به آنها نشان دهیم چگونه این کار را انجام دهند. شاد بودن هنر است پس در مقابل دیگران گارد نگیریم. شاد بودن در زندگی و لبخند زدن به آن احتیاجی به مهارت و وقت ندارد. کافی است از این چند راه ساده استفاده کنیم. به اطرافیان، لبخند بزنیم منتظر دیگران نباشیم تا به ما لبخند بزنند. به آنها نشان دهیم چگونه این کار را انجام دهند. در مقابل دیگران گارد نگیریم. با اطرافیان خود راحت باشیم. از آنها تعریف کنیم. از عکس العمل آنها نترسیم. خودمان باشیم و به آنها فرصت دهیم با ما ارتباط برقرار کنند. هر چه ما بیشتر به دیگران لبخند بزنیم، آنها نیز بیشتر به ما لبخند خواهند زد. زندگی در شرایطی که همه اطرافیان مان با ما برخوردی خوب دارند و به ما روی خوش نشان می‌ دهند بسیار لذت بخش تر است. فرض کنیم امروز یک روز بسیار عالی است چنین فرض کنیم و مطمئن باشیم که همین طور هم خواهد شد. تحقیقات محققان نشان می‌ دهد هر چند ما تصور می‌ کنیم آن طور که فکر می‌ کنیم همانطور رفتار می‌ کنیم، اما در اکثر موارد عکس این موضوع صادق است، یعنی رفتار ما بر فکرمان تأثیر می‌ گذارد. داشتن رفتاری خوب منجر به افکار خوب و اتفاقات خوب می‌ شود. روی نکات مثبت زندگی خود تمرکز کنیم از تمام وجوه مثبت زندگی خود لذت ببریم و آنها را نادیده نگیریم. همه افراد در زندگی خود نقاط مثبت و امتیازاتی دارند که خیلی اوقات نسبت به آنها بی توجه هستند. از توانایی‌ های شخصی خود برای انجام کارها استفاده کنیم. هر شخصی توانایی خاص و منحصر به فردی دارد. همه ی ما استعدادهایی داریم که ممکن است شخص دیگری آنرا نداشته باشد. شادی و نشاط متعلق به افرادی است که از این استعدادها و توانایی‌ های شان استفاده می‌ کنند و با کمک آنها کارهای گوناگونی انجام می‌ دهند. انجام و کامل کردن کارها حس غرور و نشاط به افراد می‌ دهد. از قوه تخیل خود استفاده کنیم مثلاً در میوه فروشی کودکی با در دست داشتن یک موز و استفاده از قوه تخیل خود در حال لذت بردن از زندگی خود است. او تصور می‌ کند موزی که در دست اوست یک کشتی جنگی است و باید از دشمنان اطراف فرار کند. بهترین راهکاری که وجود دارد این است که دوباره قوه تخیل خود را فعال کنیم. لازم نیست تصور کنیم یک موز کشتی جنگی است؛ هر چند که چنین تصوری هم جالب خواهد بود اما از قوه تخیل خود برای فکر کردن به چیزهایی استفاده کنیم که ما را شاد می‌ کند. نمونه ی راه هایی برای شاد شدن این است که چیزی خلق کنیم خلق کردن فرآیندی است که لذت بسیاری در آن است. استفاده از قوه خلاقیت و نوآوری و ساختن چیزی با دست‌ های خود به ما احساس نشاط و توانمندی خواهد داد. به دیگران کمک کنیم در زندگی هر چه بکاریم برداشت می‌ کنیم. از دیگر روش های شاد شدن این است که سعی کنیم بر دیگری تأثیر مثبت بگذاریم و از مشکلات او بکاهیم. در واقع بر زندگی خودمان تأثیر مثبت گذاشته ایم و شادی خودمان را افزایش داده ایم. هر چه بیشتر به دیگران کمک کنیم، دیگران نیز بیشتر به ما کمک خواهند کرد. دوستی و محبت، دوستی و محبت می‌ آورد و چرخه ای بی پایان از شادی برای ما فراهم می‌ کند. ساعت ناهار خود را با یکی از دوستان یا همکاران نزدیک مان بگذرانیم برای صرف ناهار از دفتر خود خارج شویم و 30 الی 40 دقیقه را صرف خوردن غذا و صحبت کردن با دوست یا همکار خود کنیم. سعی کنیم راجع به چیزهای خوب صحبت کنیم. خیلی زود متوجه خواهیم شد که چنین کاری باعث افزایش نشاط ما می‌ شود. وسایل اضافی اطراف خود را دور بیاندازیم همه ی ما در اطراف خود “در خانه، دفتر کار، ماشین…” وسایلی اضافی و بلا استفاده داریم که گویی به حضور آنها در کنار خودمان عادت کرده ایم و متوجه تأثیری که آنها بر ما دارند نیستیم. اگر ما وسایل اضافی اطراف مان را دور بیاندازیم و در واقع به محیط بیرونی اطراف خود نظم بدهیم، درون ما نیز به تدریج منظم و آرام تر خواهد شد. هر روز یک وسیله اضافی که به دردمان نمی‌ خورد را دور بیاندازیم یا به فردی که به آن وسیله احتیاج دارد بدهیم. این کار شاید در ابتدا دشوار و غیر ممکن به نظر برسد، اما پس از مدتی ما یاد می‌ گیریم چگونه از شر کلیشه‌ های ذهنی خود خلاص شویم و ذهن مان را آزاد کنیم. از منفی نگری و افراد منفی گرا دوری کنیم ارزش خودمان را پایین نیاوریم و از افرادی که تلاش می‌ کنند ما را تحقیر کنند دوری کنیم. ما به همان اندازه که تصور می‌ کنیم توانایی داریم. موانع همیشه در زندگی همه ی افراد وجود دارند، اما اگر ما در زندگی خود اهداف مشخصی داشته باشیم و با استفاده از افکار مثبت به دنبال راه حل برای مشکلات پیش رو باشیم، می‌ توانیم کارهایی که از دید سایرین غیر ممکن است را ممکن سازیم. برای شاد شدن دل خودمان در حال زندگی کنیم زندگی ما همین لحظه ای است که در آن زندگی می‌ کنیم. پس از آن لذت ببریم. هر کاری که انجام می‌ دهیم، صرف نظر از نوع و شرایط آن، سعی کنیم بر آن تمرکز کافی داشته باشیم و آن را با علاقه انجام دهیم. کتاب خواندن، نوشتن یک مطلب، صحبت کردن با یک همکار، دوش گرفتن، بالا رفتن از پله‌ ها، خوردن غذا، شستن ظرف‌‌ها … این لحظات کوچک بخش عمده ای از زندگی ما را به خود اختصاص می دهند. اگر ما با تمام حواس و تمرکز خود این کارها را انجام دهیم این لحظات می توانند لذت بخش باشند. شادی دست آوردی در زندگی است که با آگاهی همیشگی حاصل می شود.
  4. راههای شاد بودن صبح برای زندگی شادتر معمولاً ابتدای صبح و به خصوص بیدار شدن از خواب در صورتی که شب قبل دیر خوابیده باشیم برای هیچ کس چندان خوشایند و دوست داشتنی نیست. فراموش نکنیم که استرس و نگرانی، آن هم در ابتدای روز برای هیچ کس خوشایند و خوب نخواهد بود بنابراین با رعایت نکات زیر می توانیم روز خود را با شادی و آرامش بیشتری آغاز کنیم و در نتیجه شانس سلامتی خود و داشتن روزی پر بار را افزایش دهیم. 1-همیشه شب قبل از خواب کمی پرده و کرکره اتاقمان را نیمه باز بگذاریم و آن را کاملاً کیپ نکنیم تا این که به هنگام طلوع آفتاب اشعه های نور طبیعی خورشید به اتاق و مغز ما بتابد و کم کم تولید هورمون ملاتونین که موجب خواب آلودگی می شود را کاهش دهد تا در عوض هورمون آدرنالین که به بیداری از خواب کمک می کند بهتر تولید شود. به این ترتیب وقتی صدای زنگ ساعت بلند می شود ما در حالت نیمه خواب بوده و دیگر بدن ما آمادگی بیشتری برای بیدار شدن و برخاستن داشته باشم. البته بهتر است که شب زودتر به رختخواب برویم تا اینکه صبح حداقل پس از 7 ساعت خواب بیدار شویم. اگر ما این برنامه را اجرا کنیم به این ترتیب بدن ما همانند یک ساعت بیولوژیکی عمل کرده و ما را به موقع بیدار می کند و دیگر نیازی به ساعت کوکی نخواهد بود . 2-همیشه زنگ ساعت را 15 دقیقه زودتر از زمانی که قصد داریم از خواب بیدار شویم تنظیم کنیم تا این که فورا به محض شنیدن صدای زنگ مجبور نباشیم که از جا بپریم و آماده شویم. به این ترتیب ما می توانیم روزمان را با کمی دراز کشیدن در تخت خود و آرام آرام برخاستن از جا آغاز کنیم و کمی بدنمان را بکشیم و نرمش کنیم و حتی تا قبل از بیدار شدن به یک موسیقی ملایم و یا اخبار روز گوش دهیم و در مورد این که چه می خواهیم بپوشیم و در طول روز چه می خواهیم بکنیم کمی فکر نماییم و یا حتی در مورد مواد غذایی صبحانه خود تصمیم بگیریم. آماده سازی ذهنی برای برخاستن از جا و بیدار شدن به همان اندازه ی آمادگی جسمانی مهم است. این 15 دقیقه زمان زودتر باز کردن چشمان و بیدار شدن از خواب، قبل از این که هر کس دیگری بیدار شده باشد فقط متعلق به خود ما است و در کاهش استرس و آرامش صبحگاهی بسیار موثر است . 3-یکی دیگر از راههای شاد بودن در زندگی این است که برای 15 ثانیه بدن خود را حتی قبل از باز کردن چشمانمان در صبح زود کمی بکشیم. دست خود را بلند کنیم و ابتدا انگشتان، مشت و سپس کل دست خود را بکشیم. این کار را در مورد اجزای پاهایمان نیز انجام دهیم و سپس گردن و در پایان کمرمان را بکشیم و این حرکات به راحت برخاستن از جا بسیار کمک می کند و به این ترتیب جریان خون در عضلات و اعضای بدنمان بهتر و سریعتر جریان می یابد و انجام این حرکات کششی همانند یک آمپول اکسیژن و انرژی برای بافت ها عمل می کنند. 4-صبح ها قبل از دوش گرفتن یک وان گذاشته و در آن یک صندلی پلاستیکی مناسب حمام را زیر شر شر آب گرم قرار دهیم و برای مدتی روی آن بنشینیم و حتی در حالی که هنوز آب گرم با فشار به صندلی می خورد ما به گونه ای بر روی آن بنشینیم که این آب گرم ولرم به پشت کمر ما هم بخورد. این کار موجب آرامش و افزایش انرژی ما می شود و همانند یک ماساژ طبیعی عمل خواهد کرد. پس از چند دقیقه صندلی را به کناری هل دهیم و با آب وان خود را شسته و از حمام بیرون بیاییم. 5-هر روز صبح یک گفته و نقل قول معروف و آموزنده که در عین حال مشوق هم باشد بخوانیم. یا این که شعر زیبا از حفظ کنیم. این گفته می تواند به روز ما چارچوب و برنامه ای خاص دهد و در عین حال می تواند کمک کند که با انگیزه ای خوب در مسیر صحیح حرکت نماییم و تفکر منفی و بد بینانه ی کمتری نسبت به روز داشته باشیم. 6-بعضی صبح ها یک ویتامین بخوریم. 7-از انجام تصمیم گیری ها در ابتدای صبح اجتناب کنیم. تعداد تصمیماتی را که در ابتدای صبح می گیریم کمتر کنیم. یکی دیگر از راههای شاد بودن در خانه این است که سعی کنیم تصمیمات صبحگاهی خود را در شب قبل بگیریم مثلاً در مورد این که صبحانه چه بخوریم، چه لباسی بپوشیم و یا این که از چه مسیری برویم و غیره. به علاوه سعی کنیم امور صبحگاهی خود را تا جایی که می توانیم یکنواخت تر کنیم مثلاً ساعت بیدار شدن، نوع صبحانه، لباس ها و زمان حمام کوتاه و معینی را برای تمام صبح ها انتخاب کنیم. 8-کودکان خود را در ابتدای روز نوازش کنیم و در آغوش بگیریم. هیچ چیز ناراحت و نگران کننده تر از بیدار کردن یک کودک دبستانی و یا فرزند دبیرستانی خسته در صبح زود نیست و او در این زمان بسیار حساس و آسیب پذیر است. بنابراین او را یکدفعه از خواب بیدار نکنیم بلکه در کنار تختش بنشینیم و به آرامی موهایش را نوازش کنیم و او را از خواب بیدار نماییم. اگر می خواهیم کودکی کم سن تر را بیدار کنیم در کنار او دراز بکشید و به آرامی او را بغل کنیم و بیدارش نماییم. این نوازش های صبحگاهی کودک موجب می شود که هم ما و هم کودک با لذتی بیشتر روز خوبی را آغاز کنیم. 9-هر روز صبح زود 5 تا 10 دقیقه موسیقی گوش دهیم و کمی فکر کنیم. این کار به ما کمک می کند که تصمیمات شب گذشته را با خلاقیت بیشتری در طول روز شکل دهیم و عملی کنیم. 10-یکی دیگر از راههای شاد زیستن این است که با بوی عطر قهوه یا چای از خواب بیدار شویم. عطر یک قهوه یا چای عالی دم کشیده در صبح به انسان نشاط می دهد. ما می توانیم زمان قهوه جوش یا چای ساز الکتریکی خود را در صورت امکان به گونه ای تنظیم کنیم که صبح کمی قبل از ساعتی که قرار است بیدار شویم روشن شود و دم بکشد. بوی خوش چای یا قهوه همانند یک قلاب ماهی گیری ما را از اتاق بیرون خواهد کشید. کافئین موجود در چای یا قهوه همانند یک محرک سیستم عصبی عمل می کند و این ماده همانند داروهای محرکی چون داروی آمفتامین ما را بیدار می کند و سر حال می آورد و میزان فعالیت عضلانی را افزایش می دهد . 11-دهان و زبان خود را بشویید و مسواک کنیم. این کار در ابتدای صبح موجب خوش بویی دهان و تنفس و همچنین از بین رفتن 30 نوع باکتری می شود که در طول شب در دهان شما مستقر می شوند. بنابراین یک مسواک زدن مختصر در ابتدای صبح بسیار مؤثر است. 12-صبح ها مصرف روزی یک آسپرین به مدت 5 سال خطر سکته قلبی را حداقل به نصف می رساند. البته قبل از مصرف آسپرین حتماً با پزشک متخصص خود مشورت کنیم. 13-در ابتدای صبح شکر در قهوه یا چای خود بریزیم و یا این که یک فنجان آب پرتغال بنوشیم. تحقیقات در افراد بین 60 تا 80 سال نشان داده است مصرف کمی شکر در ابتدای صبح و حتی قبل از صبحانه موجب تقویت بهتر حافظه در آن روز می شود. بنابراین مصرف یک قاشق چای خوری یا کمتر شکر در ابتدای صبح مفید است. 14- تقویم و یادداشت روزانه خود را چک کنیم. این دفتر یادداشت می تواند یک سر رسید بزرگ و یا یک تخته وایت بورد بر روی دیوار آشپزخانه یا اتاق باشد. ما می توانیم در آن ها تمام کارهای روزانه را یادداشت کنیم و این برنامه ها می تواند شامل وظایف خاص طول روز و همچنین امور مربوط به بچه ها باشد. بنابراین هر روز صبح برنامه روزانه ای که شب قبل نوشته ایم با دقت به هنگام صرف چای یا قهوه بخوانیم. این کار به ما کمک می کند برنامه ای منظم برای روز خود بچینید و مانع از بروز استرس و نگرانی در وجود خود در طول روز شویم. 15-روزی 500 میلی گرم قرص کلسیم یا کربنات کلسیم قبل از خواب مصرف کنیم. در این مورد حتما با پزشک خود مشورت کنیم. 16-روزی 8 لیوان آب مصرف کنیم تا صبح ها سر حال تر و بدون احساس تشنگی از خواب بیدار شویم. 17-یکی دیگر از روشهای شاد بودن این است که اگر فرزندی داریم بهتر است که یک لیست از کارهایی که او باید قبل از خروج از خانه و یا در طول روز انجام دهد تهیه کنیم و آن را روی دیوار بزنیم و یا روی تخته سفید روی دیوار حال یا آشپزخانه نصب کنیم تا صبح ها مجبور به جر و بحث و مجادله نشویم. کارهایی مثل مسواک زدن، صرف صبحانه، آماده سازی کیف و وسایل مدرسه، مرتب و جمع کردن تخت و رختخواب و غیره را در این چک لیست یادداشت کنیم. 18-یک سبد یا کمد کوچک خاص را برای خودمان و هر یک از بچه هایمان آماده کنیم تا این که کلیدها، کیف مدرسه و بیرون، کیف پول، کاغذها ، دستکش، کلاه و لوازم روزانه ای از این دست را در آن بریزیم تا هر روز صبح مجبور نباشیم که هر کدام را از یک گوشه ی اتاق و خانه پیدا کنیم. 19-صبح ها هر یک از افراد خانه بهتر است زمان جدایی را به استحمام و یا دوش گرفتن اختصاص دهند چرا که در این زمان می توانیم آرامش خاصی پیدا کنیم. 20-زمان استحمام صبحگاهی را مفید و کوتاه تر کنیم. اگر ما وقت نکرده ایم که شب یا عصر گذشته دوش بگیریم بهتر است که صبح روز بعد برای کاهش زمان استحمام مثلاً به جای استفاده ی جداگانه از شامپو و نرم کننده از یک شامپوی دارای نرم کننده استفاده کنیم و حتی از شامپوهای چند منظوره ی سر و بدن بهره بگیریم. 21-لوازم ضروری مورد نیاز روزانه امان را داخل ظرف یا قفسه ای قرار دهیم تا صبح راحت بتوانیم آن ها را پیدا کنیم، وسایلی چون جوراب ها، ساعت، انگشتر، کلیدها و غیره تا این که صبح وقت کمتری را صرف پیدا کردن آن ها کنیم. 22-صبح ها پس از استحمام از یک حوله بزرگ برای خشک کردن خود استفاده کنیم تا وقت کمتری بگیریم و در صورت مطبوع و گرم بودن هوا اجازه دهیم در حالی که لباس هایمان را می پوشیم و خود را آماده می کنیم موهایمان به صورت طبیعی کمی خشک تر شود و در پایان سشوار بکشیم تا هم وقت و هم انرژی برق کمتری مصرف شود . 23-صبح ها روزی 30 دقیقه پیاده روی و یا راه رفتن را فراموش نکنیم تا به حفظ سلامت جسمانی و تناسب اندام خود کمک بسزایی کنیم. 24-در ابتدای صبح تمام افراد خانواده را که دوست داریم ببوسیم و بعد از خانه بیرون برویم. این کار موجب کاهش استرس ما و آنها و همچنین کمک به آغاز روزی خوب و مثبت می شود. شاد بودن هنر است و در زیر چند نمونه از عکس شاد بودن در زمان بیدارشدن برایتان میگذارم
  5. انسان‌ ها برای تغییر تجربه زندگی‌ خود از نا امیدی به معنادار بودن (قانون جذب) و رضایتمندی چه کارهایی می توانند انجام دهند؟ در این مقاله به بررسی ابعاد مختلف این موضوع خواهیم پرداخت. تا به حال به این فکر کرده ایم که شاید یک عنصر اصلی زندگی‌ مان را گم کرده‌ ایم؟ پیش آمده است وقتی به حرف‌ های دیگران گوش می‌ دهیم که درباره عمیق‌ ترین احساساتشان سخن می‌ گویند به زندگی خود نگاه کنیم و از خود بپرسیم چرا ما تجربه متفاوتی داریم؟ آیا وقتی دیگران درباره رضایت کاملشان از کار، ازدواج یا فعالیت‌ های روزانه صحبت می‌ کنند فکر می‌ کنیم فریبکاری می‌ کنند؟ آیا هیچگاه فکر کرده‌ ایم عمیق ترین خواسته‌ هایمان چه چیزهایی هستند؟ یا چرا تجربه ما از زندگی کاملاً رضایت‌ بخش یا معنادار نیست؟ آیا واقعاً کمیت زندگی من لنگ میزند؟ بخش قابل‌ توجهی از جمعیت جهان همین سؤال را درباره‌ ی یک یا چند زمینه زندگی خود مطرح می‌ نمایند. هنگامی که ما متوجه می شویم طعم زندگی دیگران غنی‌ تر و معنادارتر از زندگی ما است، طبعاً دوست داریم تجربه‌ ای مشابه داشته باشیم. در اعماق وجودمان، همه می دانیم که زندگی می تواند و باید، سرشار از معنا و رضایتمندی باشد؛ اما به راستی چرا تنها تعداد کمی از انسان‌ ها واقعاً به این‌ گونه زندگی دست پیدا می کنند؟ چرا برخی غنای زندگی را گم کرده‌ اند و برخی دیگر کاملاً از آن لذت می‌ برند؟ آیا شرایط مطلوب، یک زندگی پرمعنا را رقم می‌ زنند؟ آیا علت آن است که عده‌ ای آن‌ قدر خوش‌ شانس بوده‌ اند که در شرایطی متولد شوند که داشتن یک زندگی پربار آسان است؟ شاید آن‌ ها توسط والدینی استثنائی و فوق‌ العاده عاشق و فهیم تربیت‌ شده‌ اند؟ شاید آموزگار یا مرشدی خردمند داشته‌ اند که به آن‌ ها در کشف معنای عمیق زندگی در سنین پایین کمک کرده‌ اند. البته، هر روایتی از این قبیل امتیازاتی به فرد می‌ دهد. همچنین، واضح است که این امتیازات بین تمام انسان‌ ها مشترک نیستند؛ اما وقتی با انسان‌ هایی که زندگی پربار و پراحساسی تجربه می‌ کنند صحبت می کنیم، چه خواهیم شنید؟ عده بسیار کمی دارای شرایط مطلوب بوده‌ اند. در حقیقت، در بیشتر موارد آن ها در شرایطی رشد کرده اند که به هیچ عنوان امتیاز محسوب نمی شده اند! اگر نگوییم شرایط رشد آن ها کاملاً در نقطه مقابل مطلوب قرار داشته است. داستان زندگی بسیاری از انسان‌ های موفق نشانگر وجود شرایط فوق‌ العاده نامطلوب در قسمتی از زندگی آن‌ هاست. با وجود اینکه سرزنش کردن شرایط برای داشتن تجربه‌ ای نامطلوب در زندگی کاری آسوده می باشد، باید گفت منطق آن توخالی است. اگر فرصتی دست داد در زمینه رشد شخصیت و نحوه درک شرایط توسط انسان ها توضیح خواهم داد که انسان‌ ها شرایط را در قالب جهان بینی خودشان می ریزند؛ یعنی در شرایط یکسان انسان‌ ها واکنش‌ های مختلفی از خود بروز می‌ دهند و تصمیماتی گاه کاملاً متناقض اتخاذ می‌ کنند. خوب، اگر شرایط، تجربه رضایت‌ بخشی از زندگی رقم نمی‌ زنند، پس… شاید وراثت عامل مورد نظر است! حتی در مورد کودکان به وضوح قابل مشاهده است که برخی از دیگران کنجکاوتر یا مصمم‌ تر هستند. آیا ممکن است این گونه خصایص منجر به داشتن زندگی خوب در آینده شوند؟ آنچه ما با بررسی ژن‌ های افراد موفق به آن دست‌ پیدا کرده ایم طیف وسیعی از ویژگی‌ های شخصیتی است. برخی درون‌ گرا و دیگران برونگرا می باشند. هیچ طرح مشخصی برای داشتن یک زندگی معنادار وجود ندارد. در واقع، مصمم بودن یا کنجکاوی بیش از حد می‌ تواند به طور یکسان به معنادار بودن یا نا امیدی زندگی بی انجامد. اگر شرایط و ژن شناختی عوامل مهمی نیستند، چه عاملی مهم است؟ به طور قطع، انسان‌ هایی که زندگی بهتر و باکیفیت‌ تری نسبت به میانگین جامعه دارند دارای اشتراکاتی نیز می باشند. حتماً عامل دستیابی به نتایج شگفت‌ انگیز در زندگی آن ها زمینه‌ ای است که آن‌ ها متفاوت از دیگران عمل می‌ کنند.
  6. در قانون جذب عشق قسمت اول نکات کلی را در مورد استفاده قانون جذب در روابط بیان کردیم . حال به قانون جذب عشق 2 می‌رسیم . حتما قبل از خواندن این مقاله قانون جذب عشق 1 را مطالعه کنید برای روشن شدن مفهوم عشق بخشیدن به دیگران، اول باید معنای عشق نبخشیدن به دیگران را بفهمید. تلاش برای تغییر دادن طرف مقابل عشق بخشیدن نیست! تصور این‌که شما می‌دانید چه چیزی برای طرف مقابل بهرت است عشق بخشیدن نیست! تصور این‌که حق با شماست و طرف مقابل اشتباه می‌کند عشق بخشیدن نیست! بازخواست، ملامت، شکایت، غر زدن، یا ایراد گرفتن از طرف مقابل عشق بخشیدن نیست! همانطور که دردوره ی قانون جذب بیان شد این‌ها خلاف قانون جذب عشق است راز روابط زندگی همه چیز را به شما عرضه می‌کند تا بتوانید آنچه دوست دارید را برگزینید، و بخشی از موهبت زندگی این است که همه جور آدمی را دور و برتان قرار داده، بنابراین می‌توانید در آن آدم‌ها آنچه دوست دارید را انتخاب کنید و از آنچه دوست ندارید روی برگردانید. قرار نیست برای خصوصیاتی که در شخصی نمی‌پسندید، در خودتان عشق ایجاد کنید، بلکه کافی است بدون نشان دادن احساس خاصی از آن روی برگردانید. خیلی ساده است… در یکی از فایل‌های صوتی اشاره‌ای به این موضوع داشتم. نیازی نیست به زور بخواهید به خودتان بقبولانید که یک رفتار خاص یک شخص خوب است. اگر به طور مثال کسی در زندگی شما بدقول است نیازی نیست بگویید خوب خدا رو شکر که بدقول است قاتل نیست! نه قانون جذب عشق این را نمی‌گوید. فقط می‌گوید روی رفتار دیگه‌ای احساس بگذارید که در او دوست دارید. او بدقول است اما مهربان است؛ من به مهربانی او تمرکز می‌کنم. او بدقول است اما خوش صحبت است؛ من روی خوش صحبتی او تمرکز می‌کنم. او بدقول است اما دست و دل باز است؛ من روی دست و دل بازی او تمرکز می‌کنم. تبریک می‌گویم. شما به بهترین شکل از قانون جذب استفاده کردید. روی برگرداندن در قانون جذب؟ روی برگرداندن از آنچه در شخصی نمی‌پسندید بدین معناست که شما آن را جدی نمی‌گیرید. به این معناست که شما می‌دانید با قانون جذب عشق روی هر چه تمرکز کنید بیشتر از آن را دریافت می‌کنید. روی برگرداندن یعنی دنیا به شما حق انتخاب داده است. یعنی با آ‌ن‌ها بحث و جدل نکنید تا ثابت کنید اشتباه می‌کنند یا عیب‌جویی کنید یا آن‌ها را مقصر بدانید، یا بخواهید تغییرشان دهید. این‌ها در قانون جذب عشق جایی ندارند. اجازه دهید همه خودشان باشند و شما انتخاب کنید. نگاه بالاتر و البته بهتر بیاید یک مثال بزنیم تا وضعیت روشن شود. یک نفر برای پول همسر خود را طلاق داده و با یک فرد پولدار ازدواج کرده است. ( از اینجا به بعد را باید عامیانه‌تر بنویسم) ما شروع می‌کنیم به جنگیدن؛ اه، این دیگه چه آدمیه. عجب نامردیه! واقعا چطور می‌تونه اینقدر منفعت طلب باشه… حالم داره ازش بهم می‌خوره. صد رحمت به حیوون و ………… یک نفر که قانون جذب عشق را می‌داند ( از این به بعد می‌گوییم استاد) می‌گوید: چرا اینقدر بهش فکر می‌کنید؟ مگه این فرد وارد زندگی‌ات شده؟ ما: نه، ولی نگاش کن. از این نامردتر تا حالا ندیدم. هیچ بویی از انسانیت نبرده. خجالتم نمی‌کشه. همین‌ها جامعه رو خراب می‌کنن پس فردا دودش توی چشم من هم میره. استاد: دودش به چشم تو نمی‌رود اگر بهش فکر نکنی؛ کافی است به چیزهای زیبای زندگی فکر کنی. ما: نهههههه. اصلا وارد زندگی من نشه. همسر بدبختش چی؟ اون چه گناهی کرده بود؟ استاد: مگه تو می‌دونی همسرش چی می‌خواسته؟ شاید خودش می‌خواسته! شاید هم نه ولی حتما خودش اون رو به زندگیش وارد کرده. ما: مگه میشه؟ واسه چی باید بخواد؟ هیچکس چنین چیزی نمی‌خواد. استاد: درسته ولی شاید یک کسی که قانون جذب عشق رو نمی ‌دونسته اون رو اشتباه استفاده کرده …… این داستان تا انتها ادامه دارد حالا مثال ساده‌تری می‌زنم تا موضوع رو راحت درک کنیم. شما شخصیت‌ها را تطابق دهید. ما از یک نقاش می‌خواهیم که برامون یک منظره زیبا نقاشی کند. نقاش: لطفا فقط به من رنگ سبز و آبی و زرد بدهید. ما: بفرمایید تمام رنگ‌ها توی این بسته. نقاش: نههههههههههه. چرا همه رنگ‌ها رو دادید؟ مگه نگفتم فقط سه رنگ؟ ما: خوب این بسته رنگ تکمیله تا هر کس رنگی که می‌خواهد را انتخاب کنه. شما از رنگی که نمی‌خواهید استفاده نکنید. نقاش: نه! آخه این هم شد رنگگگگگگگگ؟ کی آخه از یه همچین رنگی استفاده می‌کنه؟ چرا این رو توی بسته رنگ‌ها گذاشتید؟ ما: شاید یکی از این رنگ استفاده کنه! اصلا شاید طرف نقاشی بلد نباشه و مثل شما وارد نباشه و به اشتباه فکر کنه این رنگ خوبه و ازش استفاده کنه. نقاش: نههههههههه. هیچکس از این رنگ خوشش نمیاد مگه آدم دیوونه است که از این رنگ استفاده کنه …. چقدر ما در زندگی‌مون به نقاش شباهت داریم؟ ما با دید قدیمی‌مان نگاه می‌کنیم و انتظار نتایج جدید داریم. از دید قانون جذب عشق نگاه کنیم …. منبع : سایت قانون جذب