• اطلاعیه ها

    • فراخوان جذب مدیر   دوشنبه, 28 فروردین 1396

      انجمن عصر نویسندگی به منظور ایجاد بستری مناسب برای نویسندگان نوقلم و حمایت از ایشان ایجاد گردیده است. در جهت ارائه خدمات بهتر به نویسندگان، اقدام به جذب مدیر کرده ایم. لطفا عزیزانی که به مدیریت انجمن وارد اند و توانایی ارسال حداقل ده پست در روز را دارند به این آیدی مراجعه نمایند. @admin به امید پیشرفت
    • افتتاح بخش خاطره نویسی روزانه   سه شنبه, 19 اردیبهشت 1396

      تیم انجمن عصر نویسندگی برای افزایش لذت کاربران هنگام استفاده از سایت،اقدام به افتتاح بخش "خاطره نویسی روزانه"کرد. برای رفتن به این بخش،کافیست اینجـــا کلیک کنید. از نوشتن خاطره های خود،لذت ببرید.

Behnaz_gorgani

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    7
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1
  • Feedback

    N/A

آخرین بار برد Behnaz_gorgani در 16 فروردین

Behnaz_gorgani یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

4 دنبال کننده

درباره Behnaz_gorgani

  • درجه
    تازه وارد
  • تاریخ تولد 28 خرداد 774

آخرین بازدید کنندگان نمایه

207 بازدید کننده نمایه
  1. دوستان توی این بخش یک نفر شعر یا دلنوشته ای از خودش می گه، بعد نفر بعدی با الهام از کلمات توی اون متن، شعر یا متن ادبی خودش رو می نویسه و پست می کنه. اول من شروع می کنم: بغض از مژه هایم سرازیر می شود. سرم را روی شیشه ی سرد و بخار گرفته ی پنجره می گذارم. تک تک سلول های بدنم او را فریاد می زند. باران شدیدی در حال باریدن است. به گمانم اشک های خدا سیلی راه انداخته اند به اندازه ی هجم تمام غصه هایی که در دلم جای خوش کرده بود. کپی ممنوع
  2. به نام خدا💞 بیا و یک فنجان چای میهمان ما باش! تا برایت بگویم! از روز های زیبای این شهر سیاه! روی این صندلی بنشین و لحظه ای با تامل به این صحنه بنگر! روز هایی بود که در این شهر زندگی به همچون لطافت شکوفه های نوشکفته ی بهار، جاری بود! مردمی که در این شهر زندگی می کردند، شاید سوادشان در حد کلاس پنج بود اما تجاربشان ره روی راه جوانان بود... چایت را بنوش جوان می دانم حرف هایم برایت تعجب آور است! الان آن صاحبان خرد زیر خروار هایی از خاک هستند و جایشان مردمانی آمده اند که با داشتن تحصیلات عالیه نمی فهمند که کلاه سر دیگران گذاشتن هنر نیست... هی جوان! راه درست زندگی کردن تنها تفکر کردن است. مگر نه این که خدا عقل را به شما داده برای پیدا کردن راه درست زندگی... در این شهر دیگر خورشید طلوع نمی کند... به امید روزی که دوباره در این شهر زندگی جاری شود... نوش جانت جوان... #بهناز #کپی ممنوع
  3. حالم مثلِ حال دختر بچه ی سه چهار ساله ایه که زدن تو گوشش و بهش می گن: خاله بازیت دروغه...کسی خونه ی تو مهمونی نمیاد...عروسکت اصلا جون نداره که بخواد دوستت داشته باشه...پلاستیکیه...نگاه کن این پاشه، کنده می شه...اینم دستشه کنده می شه...چشماش نقاشیه...تو اصلا چجوری با این حرف می زنی؟؟ اون دختر هم با صورت سرخ از سیلی و چشمان اشک بار فقط نگاهت می کنه و اشک بریزه... سردم ولی گرم لبخند می زنم... #حرف_دل
  4. سلام 💕 بهناز هستم 18 ساله از گرگان محصلم و امسال کنکور دارم...رشتم کامپیوتره. علاقه ی شدیدی به نویسندگی دارم. رمان زیاد نوشتم اما فقط یکیشون روسایته الان هم در حال تایپ یک رمان ادبی هستم.... از آشنایی با مهتاب خیلی خوشحالم...مهتاب رها عانی سمانه و بقیه همشون خواهر های منن بهترین دوستام...هیچ وقت کمکاشونو یادم نمی ره ... دوستتون دارم💕💕💕💕💕💕
  5. به دلم گفتم:❤️ خلاصه اي ازعشق بگو! گفت: آغاز كسي باش كه پايان تو باشد!❣