• اطلاعیه ها

    • فراخوان جذب مدیر   دوشنبه, 28 فروردین 1396

      انجمن عصر نویسندگی به منظور ایجاد بستری مناسب برای نویسندگان نوقلم و حمایت از ایشان ایجاد گردیده است. در جهت ارائه خدمات بهتر به نویسندگان، اقدام به جذب مدیر کرده ایم. لطفا عزیزانی که به مدیریت انجمن وارد اند و توانایی ارسال حداقل ده پست در روز را دارند به این آیدی مراجعه نمایند. @admin به امید پیشرفت
    • افتتاح بخش خاطره نویسی روزانه   سه شنبه, 19 اردیبهشت 1396

      تیم انجمن عصر نویسندگی برای افزایش لذت کاربران هنگام استفاده از سایت،اقدام به افتتاح بخش "خاطره نویسی روزانه"کرد. برای رفتن به این بخش،کافیست اینجـــا کلیک کنید. از نوشتن خاطره های خود،لذت ببرید.

آیا ادبیات گمانه زن را می پسندید؟   3 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. آیا ادبیات گمانه زن را می پسندید؟

    • آری
      3
    • خیر
      0

لطفا وارد حساب کاربری خود شوید یا ثبت نام نمایید تا بتوانید رای خود را در نظر سنجی ارسال نمایید.

1 ارسال در این موضوع قرار دارد

چیستی و چرایی ادبیات گمانه زن!!!
آیا هر داستانی که در فضا بگذرد یا غول و اژدها و پری و ... در آن باشد، داستانی گمانه¬زن است؟ البته الان این جور رایج است! داستانی را که در مریخ بگذرد یا شخصیت اصلی¬اش یک موجود جادویی باشد، اسمش را می گذارند گمانه زن. اما حقیقت غیر از این است.
همین اول کار یک مطلب را بگویم و خیالتان را راحت کنم! هنوز تعریف دقیقی برای ادبیات گمانه زن وجود ندارد. خیلی ها سعی کرده¬اند یک تعریف جامع ارائه کنند اما آخرش همه ی آن کسانی که باید قبول می کردند، نکردند. بعضی ها می گویند داستانی که عنصر تخیل در آن باشد، بعضی ها می گویند داستانی که دنیای جدیدی را خلق کند که از واقعیت های قراردادی کنونی دور باشد و خیلی تعاریف دیگر. این تعاریف بعضا متناقض تا جایی پیش می رود که کسی مثل ری برادبری می گوید جمهوری افلاطون هم یک اثر گمانه زن است! (البته برادبری گفته علمی تخیلی. اما اولا گاهی این دو واژه به جای هم به کار می روند و مثلا به ارباب حلقه ها می گویند علمی تخیلی، و ثانیا علمی تخیلی و فانتزی دو زیر مجموعه ی ادبیات گمانه زن هستند. پس منظور برادبری، همین گمانه¬زن بوده.) البته نباید زیاد نگران شد. یک دسته وجوه مشترک هست که تقریبا همه رویشان توافق نظر دارند.
 اصلی¬ترین وجه در میان این وجوه، «دگرگونی» (otherness) است. (همان چیزی که باعث می¬شود به این نوع از ادبیات، گمانه¬زن گفته شود.) یعنی چه؟ یعنی گمانه¬زنی نویسنده در مورد واقعیت¬هایی که به طرز معنادار و مشخصی با واقعیت هایی که می¬شناسیم متفاوتند. فرض کنید کسی داستانی می نویسد در مورد یک جفت عاشق و معشوق که به خاطر سلطه ی تکنولوژی بر زمین، نمی¬توانند به هم برسند و با هم به یک سیاره ی دورافتاده سفر می کنند. آیا این یک داستان گمانه زن است؟ اگر پیرنگ و طرح، این باشد که گفتم، نه! چون خیلی راحت می شود طرح را به این شکل تغییر داد: عاشق و معشوقی که به خاطر سنت های دست و پاگیر به یک روستای دورافتاده سفر می کنند. حالا هر چه هم در طرح بالا، بخواهیم هنرنمایی کنیم و مثلا پیچیدگی های سفینه ی فضایی این دو را نشان دهیم، باز فایده ای ندارد. در واقع باید وجه تخیلی داستان، در طرح موثر باشد به نحوی که نتوان (یا به راحتی نتوان) همین داستان را در سبک های دیگر پیاده کرد.
یکی دیگر از وجوه مهم ادبیات گمانه زن، تاکید بر کنش به جای واکنش است. مثلا در ادبیات واقع گرا، شخصیت ها در برابر مجموعه ای از اتفاق هایی که اطرافشان می افتد (کنش)، قرار می گیرند و بعد داستان تصمیم های این شخصیت ها و کارهایی را که مقابل این اتفاق ها انجام می دهند، نشان می دهد. (واکنش) اما در ادبیات گمانه زن، نویسنده بیش تر به شرح اتفاق هایی که می افتد می پردازد.(کنش) شاید یک دلیل این اتفاق این باشد که در ادبیات واقع گرا، همه چیز واقعی است و نیازی نیست نویسنده به شرح جزئیاتی بپردازد که برای خواننده بدیهی است. اما در ادبیات گمانه زن، نویسنده مجبور است در مورد همه چیز داستانش توضیح بدهد چون فضای داستان، کاملا برای خواننده ناآشناست. در ارباب حلقه ها ما باید بدانیم فرق موجودات مختلف با هم دقیقا در چیست. آیا زبان هم را می فهمند؟ آیا ذاتا با هم دشمن اند؟ هر موجودی چه خصوصیاتی دارد و... . در هری پاتر، ما باید بدانیم رابطه ی جادوگران با مردم عادی چگونه است، هر کدام از جادوها چطور اثر می کند و ... .  بنابر این نویسنده باید جزء به جزء در مورد همه چیز حرف بزند و دیگر وقت چندانی برای شخصیت پردازی نمی ماند.
این جا باید مختصرا از ادبیات گمانه زن دفاع کنم! این شخصیت پردازیِ زیاد نداشتن لزوما یک ضعف نیست. مثلا می گویند شخصیت پردازی نکردن باعث می شود داستان از روان شناسی فردی به سمت پیوند روان شناسی با جمع و تمدن حرکت کند و حقایقی که در فضای واقع گرا، نمی شد بیان کرد در این جا بتوان راحت تر گفت.
مخلص کلام آن که آن قدر تعریف از ادبیات گمانه زن شده است که بعضی ها آثار مربوط به اسطوره های یونان و کمدی الهی و... را هم گمانه زن می دانند. اما اصل، وجوه مشترکی است که دو تاشان گفته شد. وجوهی که باعث می شوند ادبیات گمانه زن از یک سرگرمی صرف به ادبیاتی فلسفی و حتی انتقادی تبدیل شود.

و یک سوال آیا علاقه مندید یک ژانر با این سبک داشته باشید؟

پسند شده توسط Masiha bozorgan

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.